• وبلاگ : چمنــزار آسمان
  • يادداشت : اندکي صبر ...
  • نظرات : 4 خصوصي ، 28 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    براي اولين بار وقتي پست جديدتو ديدم از اندازه ي فونتش راضي بودم !!

    اگر اين متن رو خودت نوشتي ( كه فكرم مي كنم همينطوره ) يه سري اشكالات داري . عالي مي نويسي ولي گاهي اوقات محاوره رو هم داخل لحن مياري كه با هم جور در نميان و متنت زيبا نمي شه .

    به طور مثال من برات درست شده ي متن رو مي زارم : ( جسارت مي كنم !‏با اجازه )

    روي چمن ها دراز کشيده بوديم و به آسمان نگاه مي کرديم

    آن شب ستارگان آسمان بيش از پيش به من و تو چشمک

    مي زدند

    در لا به لاي نور ستاره ها ، لبخندت را مي ديدم اما معناي

    آن را نمي فهميدم اما با لبخند تو من هم لبخند زدم ... ( بين اين دو مصرع دوتا اما آووردي كه شعرتو زيبا نمي كنه . مي توني اينجوري بگي :

    در جاي جاي نور ستاره ها ، لبخندت را نظاره مي كردم

    اما مهناي آن در تصورم نمي گنجيد ...

    ولي من هم با تو لبخند زدم ! )

    دستان گرمت را روي چشمانم گذاشتي و من چشمانم را بستم ...

    مي دانستم وقتي چشمانم را باز کنم ( يا زماني كه ديده بگشايم ) تو از اينجا خواهي رفت اين کار هر شبمان بود ...

    تو بر چشمان خيسم دست مي گذاشتي و در گوشم زمزمه مي کردي

    اندکي صبر سحر نزديک است ...

    اين ژيامو خصوصي مي كنم . گفتم شايد دلت نخواد ديگران بخوننش .

    ولي من هيچ مشكلي با عمومي شدنش ندارم .

    بازم مي گم : شرمنده جسارت كردم ، فقط چون خيلي دوست داشتم مي خواستم بهت كمك كنم گلم ...

    پاسخ

    حرف حساب جواب نداره ... ! اما احساسش در محاوره اي بودنشه ..!بازم ازت فوق العاده ممنونم گل من !