سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
چمنــزار آسمان
چمنــزار آسمان



 


دو ماه ابر بود و باران و باران و باران ...


از فردا در شعاع لبخند بانوی آفتاب ، رنگین کمان می پوشم و هر صبح در گوش آینه تکرار می کنم :


"به افتخار شادی های اندک این خانواده بزرگ ..."


ربیع اول مبارک


نوشته شده در چهارشنبه 5/11/90ساعت 12:7 صبح توسط کوثر نظرات ( ) |


شمع پیراهن های مشکی را روشن کنید ...


شمع اندوه را...


امام غریبم  ، پدر و ولی امت


درفراق نبودنتان همه ی نفس ها بوی سوختگی می دهد ...


 


 


اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی


الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض 


 


 


 


 


 


نوشته شده در دوشنبه 3/11/90ساعت 6:6 عصر توسط کوثر نظرات ( ) |

فرمانده 2 : نقشه عملیات فـ ـــ ـــلق


تلگراف به دست رسیده : موضع سپاه - خاکریز های جاده ی " فلق " مرکز فرماندهی جلسه فرماندهان


برای شناسایی موضع دشمن ( شرور )- ساعت : دم دم های صبح ... حرکت !


فرمانده نوک انگشتش را می گذارد روی نقشه ، بر قلب سپاه دشمن :


"من شر ما خلق " آن وقت یکی یکی گردانهای اصلی دشمن را از قلب سپاه معرفی می کند .


گردان شماره 1 : "و من غاسق اذا وقب " ، موضع و عملکرد دشمن  : استفاده از ماده ی جنگی بلعنده ی نور


و محو کننده / تاریک کردن و نامعلوم کردن مسیر و جلوگیری از حرکت


گردان شماره 2 : " و من  شر النفاثات فی العقد "، استفاده از ابزار تخصصی به نام "پیمان شکن "


/ شکستن عقد ها، پیمان ها ودوستی ها و جلوگیری از به هدف رسیدن


فرمانده دستش را می گذارد روی آخرین گردان ، گردان شماره 3 :" و من شر حاسد اذا حسد "،


نحوه فوق سریو لو رفته عملکرد دشمن : استفاده از موجودات خطرناک موذی ، برای مقایسه کردن خود


با بقیه و آرزوی داشتن نعمت ها فقط برای خود / مسبب آن ست که از حرکت باز مانیم و کار خود را رها کنیم.


بعد از معرفی گردان ها توسط فرمانده ،عملیات بعدی مشخص شد ، رمز گشایی  از  عملیات "فلق " !


آخرین تلگراف رسیده : از بخش شرقی گردان بخش تدارکات : حرکت و نشان دادن حرکت به طوری


که همه متوجه آن بشوند ، ماندن بر سر پیمان ها و قرار ها و محکم نگه داشتن آنها تا آخرین نفس


و وسیله کوبنده ی گردان های شرور است.


نوشته شده در چهارشنبه 28/10/90ساعت 10:53 عصر توسط کوثر نظرات ( ) |

آنچه می خوانید گزارش بخشی از  سوره ی مبارکه ی فلق ست


اول نوشت : سید صدا می رسد ؟ سید، سید ، سید ... سید جان این جا بی سیم ها اتصالی


پیدا کردند ،ما در نقطه عملیاتیم  ، دشمن در چهار قدمی ماست ...!


احتمال بر آن می رود که فرمانده امشب مشق شب بر ما تجویز می کند و ما را کیلومترها پیاده ببرد  .


اگر دقیق تر شوید می بینید که تاریکی و روشنی هوا ، فلق را  نوید می دهد !


فلق یعنی موقعی که حرکتی در تاریکی ایجاد می شود که نوید روز را می دهد .


از این گذر آنچه بر می آید معنای حرکت است ! حرکت . 


 -حرکت ! این صدای پر عزم و جزم شده ی فرمانده بود .


اضطراب ، دلهره ، عدم دلخوشی از وضع موجود برای پناهندگی و حرکت ،جزء شروط است .


- مقصد مان خاک ریز های آن طرف پل .


 فرمانده گفت : تنها چیزی که می تواند انسان را به حرکت وادارد این ست که نهایت


چشم انداز را داشته باشد.وگرنه بین راه فکر می کند که به مقصد رسیده است و غافل از آن که


هنوز به مقصد نرسیده !


نهایت موضوع برای شما (چرایی ) ، مراحل رسیدن و موانع و آسیب های حین را مهم ترین مراحل


حرکت ست .


 



 


 


 


 


 




نوشته شده در سه شنبه 27/10/90ساعت 12:53 صبح توسط کوثر نظرات ( ) |


راستش زندانیان دلشان قدری هوا می خواهد ...همین هوای تربت ...


این جا همه دچار نفس گرفتگی های مزمن شده اند ،


قدری همین هوای قربت ...





در حدیث معراج آمده :


ای محمد ! آنان که به خاطر من با یکدیگر دوستی ورزند مستحق محبت من هستند


و آنان که به خاطر من به هم مهر ورزند ، مستحق محبت من هستند


و آنان که به خاطر من با یکدیگر پیوند و ارتباط برقرار کنند مستحق محبت من هستند


و آنان که بر من توکل کنند مستحق محبت من هستند


دوستی من نشانی و فرجامی و پایانی ندارد


هرنشانی را که برای آنان بالا برم نشانی را پایین آورم .


 


 


 


یازهرا


نوشته شده در یکشنبه 25/10/90ساعت 2:21 عصر توسط کوثر نظرات ( ) |

فکر می کنم خریده ای ...


همه ی غم عالم را ...


 


      که هر که هر غمی دارد ...


می گوید یـــــااااااااحســــــــــیـن -علیه السلام -...


 


 


 


 


ان الحسین مصباح الهدی و سیفنه النجاه



 


 


 


نوشته شده در چهارشنبه 21/10/90ساعت 7:59 عصر توسط کوثر نظرات ( ) |

 


از نجف که بیایی کربلا غم غربت مولا حس می شود...


و حالا همه ی این عالم کوچک هرجا که هستند ،


درهرکاشانه و شهری که زندگی می کنند


و هر کاری که می کنند


همه را سپرده اند به او


و جانشان در بقچه های پیچیده اند و همراه این کاروان پیاده،  شده اند ...


تا کربـــــلا


تا به حال قافله ای را دیده ای به این پر غنیمتی ؟


پرغنیمت ست این کاروان با این همه ذرات ملتهب دل و اشک و خون


که این ها همه رزق حلال خداست ...


 





 


 


یاحســـــــــــــ ـــ ـــــین


علیه السلام




 


 


نوشته شده در دوشنبه 19/10/90ساعت 2:4 عصر توسط کوثر نظرات ( ) |

بسم الله الرحمن الرحیم


به چشم های تبدارت بگو خـ ـــ ـــــونـــ ــــ گریه کند.


می شنوی آیا ...؟ صدای کاروان حسین –ع – را ...؟


نگاه های رقیه –س- را چه ...؟ می جویی تمام رخ "پدر" را ...؟


صدای تپش های قلب زینب – سلام الله – شنیدنی ست ...


صدای حسین –ع- می دهد ...


بوی یاران امام را چشیده ای ...؟


همه شان بوی بی نظیر حسین – ع- را گرفته اند ...


و آسمان را می بینی شکافته ..؟علم را ابوالفضل –ع- به دست گرفته ...


 


به چشم های تبدارت بگو خــ ـــــــونـــ ــــــ گریه کند .


می بینی ... امتداد ردپاهای جاودانه ی تاریخ به کربلا می رسد ...


 


فقط چند روز مانده ...


 


نمی دانم چرا دل آسمان و زمین این قدر بی تاب شده ...


 


تو می دانی ...؟


 


 


 


 


 


 


 


 


 


یاحسیـ ـــــــ ـــن


 


 


 


 


نوشته شده در یکشنبه 6/9/90ساعت 6:53 عصر توسط کوثر نظرات ( ) |



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت