دو ماه ابر بود و باران و باران و باران ... از فردا در شعاع لبخند بانوی آفتاب ، رنگین کمان می پوشم و هر صبح در گوش آینه تکرار می کنم : "به افتخار شادی های اندک این خانواده بزرگ ..." ربیع اول مبارک شمع پیراهن های مشکی را روشن کنید ... شمع اندوه را... امام غریبم ، پدر و ولی امت درفراق نبودنتان همه ی نفس ها بوی سوختگی می دهد ... اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض فرمانده 2 : نقشه عملیات فـ ـــ ـــلق تلگراف به دست رسیده : موضع سپاه - خاکریز های جاده ی " فلق " – مرکز فرماندهی – جلسه فرماندهان برای شناسایی موضع دشمن ( شرور )- ساعت : دم دم های صبح ... حرکت ! فرمانده نوک انگشتش را می گذارد روی نقشه ، بر قلب سپاه دشمن : "من شر ما خلق " آن وقت یکی یکی گردانهای اصلی دشمن را از قلب سپاه معرفی می کند . گردان شماره 1 : "و من غاسق اذا وقب " ، موضع و عملکرد دشمن : استفاده از ماده ی جنگی بلعنده ی نور و محو کننده / تاریک کردن و نامعلوم کردن مسیر و جلوگیری از حرکت گردان شماره 2 : " و من شر النفاثات فی العقد "، استفاده از ابزار تخصصی به نام "پیمان شکن " / شکستن عقد ها، پیمان ها ودوستی ها و جلوگیری از به هدف رسیدن فرمانده دستش را می گذارد روی آخرین گردان ، گردان شماره 3 :" و من شر حاسد اذا حسد "، نحوه فوق سریو لو رفته عملکرد دشمن : استفاده از موجودات خطرناک موذی ، برای مقایسه کردن خود با بقیه و آرزوی داشتن نعمت ها فقط برای خود / مسبب آن ست که از حرکت باز مانیم و کار خود را رها کنیم. بعد از معرفی گردان ها توسط فرمانده ،عملیات بعدی مشخص شد ، رمز گشایی از عملیات "فلق " ! آخرین تلگراف رسیده : از بخش شرقی گردان – بخش تدارکات : حرکت و نشان دادن حرکت به طوری که همه متوجه آن بشوند ، ماندن بر سر پیمان ها و قرار ها و محکم نگه داشتن آنها تا آخرین نفس و وسیله کوبنده ی گردان های شرور است. آنچه می خوانید گزارش بخشی از سوره ی مبارکه ی فلق ست اول نوشت : سید صدا می رسد ؟ سید، سید ، سید ... سید جان این جا بی سیم ها اتصالی پیدا کردند ،ما در نقطه عملیاتیم ، دشمن در چهار قدمی ماست ...! احتمال بر آن می رود که فرمانده امشب مشق شب بر ما تجویز می کند و ما را کیلومترها پیاده ببرد . اگر دقیق تر شوید می بینید که تاریکی و روشنی هوا ، فلق را نوید می دهد ! فلق یعنی موقعی که حرکتی در تاریکی ایجاد می شود که نوید روز را می دهد . از این گذر آنچه بر می آید معنای حرکت است ! حرکت . -حرکت ! این صدای پر عزم و جزم شده ی فرمانده بود . اضطراب ، دلهره ، عدم دلخوشی از وضع موجود برای پناهندگی و حرکت ،جزء شروط است . - مقصد مان خاک ریز های آن طرف پل . فرمانده گفت : تنها چیزی که می تواند انسان را به حرکت وادارد این ست که نهایت چشم انداز را داشته باشد.وگرنه بین راه فکر می کند که به مقصد رسیده است و غافل از آن که هنوز به مقصد نرسیده ! نهایت موضوع برای شما (چرایی ) ، مراحل رسیدن و موانع و آسیب های حین را مهم ترین مراحل حرکت ست . راستش زندانیان دلشان قدری هوا می خواهد ...همین هوای تربت ... این جا همه دچار نفس گرفتگی های مزمن شده اند ، قدری همین هوای قربت ... در حدیث معراج آمده : ای محمد ! آنان که به خاطر من با یکدیگر دوستی ورزند مستحق محبت من هستند و آنان که به خاطر من به هم مهر ورزند ، مستحق محبت من هستند و آنان که به خاطر من با یکدیگر پیوند و ارتباط برقرار کنند مستحق محبت من هستند و آنان که بر من توکل کنند مستحق محبت من هستند دوستی من نشانی و فرجامی و پایانی ندارد هرنشانی را که برای آنان بالا برم نشانی را پایین آورم . یازهرا فکر می کنم خریده ای ... همه ی غم عالم را ... که هر که هر غمی دارد ... می گوید یـــــااااااااحســــــــــیـن -علیه السلام -... ان الحسین مصباح الهدی و سیفنه النجاه از نجف که بیایی کربلا غم غربت مولا حس می شود... و حالا همه ی این عالم کوچک هرجا که هستند ، درهرکاشانه و شهری که زندگی می کنند و هر کاری که می کنند همه را سپرده اند به او و جانشان در بقچه های پیچیده اند و همراه این کاروان پیاده، شده اند ... تا کربـــــلا تا به حال قافله ای را دیده ای به این پر غنیمتی ؟ پرغنیمت ست این کاروان با این همه ذرات ملتهب دل و اشک و خون که این ها همه رزق حلال خداست ... یاحســـــــــــــ ـــ ـــــین علیه السلام بسم الله الرحمن الرحیم به چشم های تبدارت بگو خـ ـــ ـــــونـــ ــــ گریه کند. می شنوی آیا ...؟ صدای کاروان حسین –ع – را ...؟ نگاه های رقیه –س- را چه ...؟ می جویی تمام رخ "پدر" را ...؟ صدای تپش های قلب زینب – سلام الله – شنیدنی ست ... صدای حسین –ع- می دهد ... بوی یاران امام را چشیده ای ...؟ همه شان بوی بی نظیر حسین – ع- را گرفته اند ... و آسمان را می بینی شکافته ..؟علم را ابوالفضل –ع- به دست گرفته ... به چشم های تبدارت بگو خــ ـــــــونـــ ــــــ گریه کند . می بینی ... امتداد ردپاهای جاودانه ی تاریخ به کربلا می رسد ... فقط چند روز مانده ... نمی دانم چرا دل آسمان و زمین این قدر بی تاب شده ... تو می دانی ...؟ یاحسیـ ـــــــ ـــن



%20(13).jpg)


| قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت |








